تبليغاتX
^^^^faghat mogaradi^^^^
 

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل متوجه میشود که

هتل به کامپیوتر مجهز است.تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند.نامه را

مینویسد اما در تایپ دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را 

میفرستد. در همین حال در گوشه ای دیگر از این کره خاکی زنی تازه از

مراسم خاک سپاری همسرش به خانه بازگشته بود با این فکر که شاید

تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشد. به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل

های خود را چک کند. اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر

زمین می افتد. پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و

مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور

می افتد :

گیرنده : همسر عزیزم.

موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی .

راستش آنها اینجا کامپیوتردارند و هر کس میتونه برای عزیزش نامه برای

عزیزانش نامه بفرسته. من همین الان رسیدم و همه چیز رو چک کردم.

همه چیز برای ورود تو روبه راهه. فردا می بینمت. امیدوارم سفر تو هم مثل

سفر من بی خطر باشه. وای که چقدر اینجا گرمه.     

+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 11:35 |
اگه دخترا نبودن ما کی رو خر میکردیم؟

 

اگه دخترا نبودن کی خیابونها و مغازه ها رو

 پر میکرد؟

 

اگه دخترا نبودن کی تو دانشگاه جزوه

مینوشت؟

 

اگه دخترا نبودن کی با صاحب مغازه چونه

میزد؟

 

راستی اگه دخترا نبودن چییییییییییییی

میشد؟

 

دنیا گلستان میشد!اما خداییش دنیا بی

صفا بود قبول دارین یا نه؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 و ساعت 11:50 |

 

 

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم اسفند 1389 و ساعت 16:8 |
 من را کم دوست داشته باش ولی همیشه دوست داشته باش

   من را کم دوست داشته باش ولی همیشه دوست داشته باش

                        این وزن آواز من است 

                     اگر مرا بسیار دوست بداری

                     شاید حست صادقانه نباشد

                           کمتر دوستم بدار      

                   تا عشقت ناگهان به پایان نرسد

                         من به کم هم قانع ام

                 و اگر عشق تو اندک،وصادقانه باشد

                             من راضی ام

               دوستی پایدار از هر چیزی بالاتر است

     مراکم دوست داشته باش ولی همیشه دوت داشته باش

                       این وزن آواز من است

              بگو تا زمانی که زنده ای،دوستم داری!

         و من تمام عشق خود را به تو پیشکش می کنم

 

 

 

           پاییز را دوست دارم چون فصل غم است

           غم را دوست دارم چون حرف دل است

       دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت

       عشق را دوست دارم چون تو را با من آشنا کرد 

 

         ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤ ¤

 

اگه یه روز من مردم پنجشنبه ها بیا سر مزارم گل سرخی رو که بهت هدیه   داده بدم  رو بزار روی سنگ قبرم تا به خاطرم بیاد...ولی اگه تو مردی من فقط یکبار میام و دسته گل سفید مریم رو که با خون خودم سرخش کردم رو بهت هدیه میدم و کنارت عاشقونه جون میدم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی

 

            $$$***$$$$$$*****$$$$$$*******$$$$$$

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم اسفند 1389 و ساعت 16:0 |
 اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد ...    

ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!!


حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به

گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده!


تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !


تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که

سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته!!


توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي

اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره

بشينه براي دخترا حرف در بياره


تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و

دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو

سرش


از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب

غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه

به دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي

مي کنه


مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو

بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه


مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش)

حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون

وقته که يه جاش به شدت ميسوزه


+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 و ساعت 13:47 |
اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا
 
دوست‌پسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين
 
بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را
 
مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي
 
را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.

علايم اين بيماري:

1- گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.

2- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.

3- تکرار جمله‌ي «هوش پسران بيش ازدختران است».

4- ايستادن زياد رو به روي آينه.

5- استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف
 
من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....

6- مخالفتهاي پي در پي.

7- پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.

8- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل
 
شمشيرن». (دوپينگ)

9- روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط
 
مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.

10- خواندن کتابهايي از قبيل:

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟

انرژي درماني

تقويت اراده در ۲۰ روز

من بهترينم
+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 و ساعت 13:44 |
با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!



ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!



ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!



ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!



ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن!!!!!



ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!!!



ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و کسشعر نگن!!!!



ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!



ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!



ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!



ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خواهر و مادر
 
ماشین رو به گاز ندن!!!!!!!



ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش
 
ندونن!!!!!!



و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را
 
 نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن!!!!!!!

+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 و ساعت 13:43 |
ده تا از بهترين بهانه‌های دوست پسرها برای خلاص

شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!

1- تو برای من مثل خواهر می‌مونی! (يعنی:خيلی

زشتی!)

2- فاصله سني‌مون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!)

3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی

زشتی!)

4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم.

(يعنی:خيلی زشتی!)

5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!)

6- من با خانمهای همکارم بيرون نمی‌رم. (يعنی:خيلی

زشتی!)

7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!)

8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!)

9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!)

10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی:

بطور وحشتناکی زشتی!!!!)  

 
آموزش پسربازی!!!
 
 
استغفرا... مگه ننه آخر زمون شده که دخترها برن
 
پسربازی. از من به دخترها نصیحت شما پسرها که
 
اومدن سراغتون دختربازی کنن خودتونو براشون لوس
 
نکنید و شما هم بازی کنید. این میشه پسربازی. ولی از
 
این که بگذریم واقعا به نطر من دخترها خیلی به آموزش
 
در این زمینه نیاز ندارن. شاید بیشتر از نود درصد دختر ها
 
به طور غریزی می دونن چطور با پسرها رفتار کنن که
 
اونا رو شیفته ی خودشون بکنن. درحالی شاید فقط ده
 
در صد پسرها به طور غریزی دختربازهای خوبی باشن.

دلیلش هم خیلی سادست. رفتار پسرها معمولا از یک
 
سری اصول و منطق خاص پیروی می کنه که برای
 
دخترها کاملا قابله پیش بینیه در حالی که رفتار دختر
 
ها ... قربونش برم هیچ منطق خاصی توش نیست.
 
نمیگم خودشون آدم های منطقی ای نیستن ها. حالا بر
 
ندارید ایمیل بزنید که چرا به ما دخترها گفتی بی منطق.
 
می گم رفتارشون و عکس العمل هاشون منطقی
 
نیست. به دختره میگی برو اون ور حوصلتو ندارم، مثله
 
کنه می چسبه بهت . بهش می گی عزیزم قربونت برم
 
تو تنها دلیله من برای زنده بودنی، تو دلش می گه "خاک
 
بر سره بدبخته زن ذلیلت کنن" و بلند میشه میره دنباله
 
یک پسره دیگه. نمی گی ، می گه تو اصلا منو دوست
 
نداری و این قصه سره دراز دارد عزیزان من.

مهمتر از اون : دخترخانم های عزیزه من، شما که این
 
مزیت بزرگ رو دارین که احتیاج نیست برین مخه پسر
 
بزنین و پسرها میان سراغتون، پس دیگه مشکل چیه؟
 
یه لحظه خودتونو بگذارین جای پسرها ببینین چقدر
 
براشون سخته که برن سراغه دختری و اون روی خوش
 
بهشون نشون نده. همیشه پسرها هستند که باید در
 
اکثر موارد یک رابطه پیش قدم بشن و در همه حال این
 
احتمال وجود داره که با امتناع دختر مواجه بشن. پسر
 
باید بره مخو بزنه و برای اولین بار رابطه رو شروع کنه،
 
پسر باید برای اولین بوسه پیش قدرم بشه، پسر باید
 
برای بقیه موارد پیش قدم بشه و در همه ی این موارد
 
دختره هرجا بخواد کافیه بگه نه. کی این وسط ضربه ی
 
اصلیه خیط شدن و رد شدن رو می خوره و حالش تا چند
 
وقت گرفتست و حتی بعضی ها تا چند وقت اصلا بی
 
خیاله دهتر و دختربازه میشن؟ پسره بدبخت. حالا حساب
 
کنید اگر رفتاره مناسب با یک دختر رو هم بلد نباشه
 
دیگه چقدر کلاش پسه معرکس.

البته این رو هم نا گفته نگذارم که یک سری دخترها
 
هستن که اونها هم بلد نیست چه جوری با پسرها رفتار
 
کنن و به اولین پسری که می رسن همچین واله و شیدا
 
میشن که بعدش تو رابطشون لطمه می خورن (بیچاره
 
پسره بعدی که با اونا دوست شه، باید تقاصه قبلیه رو
 
هم پس بده) اشکال کار این جاست که تعداد همچین
 
دخترهایی خیلی کمه و دیگه به سایت نوشتن و این
 
داستان ها نم رسه. ولی اگر این وسط دختری پیدا شد
 
که سواله خاصی داشت می تونه ای میل بزنه و بپرسه.
 
البته به شرطی که ای میلش نامه ی فدایت شوم
 
نباشه!
تذکر مهم: اگر دختری هستید که در مقیاس زیبایی از 10
 
حداقل نمره ی 9 می گیرید، می توانید نامه ی فدایت
 
شوم هم بفرستید

نکته بعدی برای کسانی که در مورد کم حرف بودن و
 
چگونه از خندوندن استفاده کنیم نوشته بودن، همونطور
 
که قبلا گفتم در این زمینه به تفصیل خواهم نوشت ولی
 
هنوز زوده. چرا؟ چون می خوام اول اصله رفتاره درست
 
در شرایطه مختلف براتون جا بیفته بعد بریم سراغه
 
خنده. دلیلش هم اینه که خندوندن مثل شمشیره دو
 
لبست. اگر ندونین چه جوری ازش استفاده کنین ضررش
 
برای خودتون بیشتره و به چشم دخترا میشین یه دلقکه
 
ساده لوح که تا وقتی می خوان بهتون بخندن خوبید ولی
 
موقع ماچ و بوسه که می رسه می رن سراغه یکی
 
دیگه.

برای الان فقط این نصیحت رو بهتون می کنم که هر چی
 
می تونین راجع به اونچه دور و برتون اتفاق می افته
 
اطلاعات جمع کنید. حالا نرید همه مطالبه کسل کننده ی
 
س س و .. رو حفظ کنید ها. چیزهایی که می تونه برای
 
یک دختر با حال باشه. هرچند دخترهایی هم هستن که
 
مطابله س س براشون جالب باشه (البته این بیشتر تو
 
ایران صحت داره که ماشاا... همه س س دار و س س
 
زده اند) ولی همونها هم از این که بدونن جولیا رابرتز
 
اسم دوقولوهاشو چی گذاشته حال می کنن


+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 و ساعت 13:40 |
آره.شک داري؟هدف آقا پسرا جلب رضايت شما دختر خانمهاست
اين شعارو سرلوحه کارش قرار مي ده و مي ره بوتيک يه جعبه لوازم آرايش مي گيره صد و سي تومن . بار اول دوم چون بلد نيست زير ابرو برداره زير و بالا رو با هم برمي داره و اصلا ابرو نمي ذاره . ولي خوب از اونجا که "انسان جايزالخطاست" اونم اينقدر تمرين مي کنه تا کم کم ياد مي گيره. سفيد کننده مي زنه به چه سفيدي... ريمل مي زنه به چه سياهي... رژ مي زنه به چه قرمزي... مي شه مث کلاه قرمزي...
موهاشو که دمب اسبي مي کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد مي کنه و مي ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموي اضافي سمت راستم حکايت داره . نماد خودشه و دختري که انشالا اونرو باهاش آشنا مي شه . عشقه ديگه...چه مي شه کرد ؟
يه زنجير طلا گردنش مي ندازه اونقدر پهن که آدمو ياد قلاده سگاي "ژرمن شپرد" مي ندازه . يه دستبند مي ندازه دستش که چنان جرينگ جرينگ مي کنه که آدمو ياد زنگوله "بزغاله هاي شبيه سازي شده به دست پژوهشگران توانمند ايراني" مي ندازه . بعد که کامل شد مي ره سر مسير وايميسه . واسه شروع کار سعي مي کنه مخ دختراي پنجم دبستاني و اول راهنمايي رو شيربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا مي گيره و مي ره سر مسير دبيرستانيا .
اولش فقط با يکي دوست مي شه ولي کم کم مي فهمه هر چيزي يه زاپاس لازم داره ، پس مي ره دنبال يه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجايي که فکر مي کنه هر چيزي يه زاپاس مي خواد ، واسه زاپاسشم ميره دنبال زاپاس و...
اگه قيافه داشته باشه (پسره رو مي گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور مي کنه براش خرج کنن . ولي واي به حال اون بيچاره بدقيافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پياده بشه... که ولش نکنن .
مي گذره و مي گذره و مي گذره تا کم کم مي فهمه عاشق يکي از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خيلي حرفه اي تشريف داره شروع مي کنه به آمار گرفتن از دختره که مي بينه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هيچکس دوست نبوده . شروع مي کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همين يکي که عاشقشه بمونه . شروع مي کنه واسه دختره خريدن کادو ، هديه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسري... مي گذره تا اينکه يه روز زنگ مي زنه گوشي "خانم بچه ها" مي بينه "حاج خانم" جواب نمي ده . چن روزي زنگ مرتب زنگ مي زنه و جواب نمي گيره . بخاطر دوري و بي خبري از عشقش مريض مي شه . مي برنش بيمارستان... که مي فهمن بله... آقا ايدز داره . وقتي از بيمارستان مياد بيرون نتيجه گيريش از اتفاقات گذشته اينه : يه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مريضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اينجوري مي نويسه : دخترا رو عاشق خودم مي کنم ، خرشون مي کنم ، مريضشون مي کنم ، بدبختشون مي کنم ، ولشون مي کنم


+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 و ساعت 13:37 |
واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت.

واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.

واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)

واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده

واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداشش بوده

واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.

 


+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 و ساعت 13:35 |